آینده مس در آستانه تحول: فرصت‌های راهبردی و تهدیدهای ساختاری در بازار جهانی

 

آینده مس در آستانه تحول: فرصت‌های راهبردی و تهدیدهای ساختاری در بازار جهانی

در حالی‌که سرمایه‌گذاران جهانی نشانه‌هایی از آغاز یک "ابرچرخه"[1] در بازار مس را دنبال می‌کنند، داده‌های منتشرشده از سوی بانک‌ها، سازمان ملل، و مراکز معاملاتی نشان می‌دهد که صنعت کابل و مس در نقطه عطفی تاریخی قرار گرفته است. رشد تقاضا، بحران عرضه و نوسانات ژئوپولیتیکی در کنار حرکت به‌سوی اقتصاد سبز، چشم‌اندازی پیچیده اما پر فرصت را رقم می‌زنند.

رشد پیش‌بینی‌شده قیمت‌ها از سوی گلدمن ساکس[2]

بانک سرمایه‌گذاری گلدمن ساکس در تاریخ ۷ می ۲۰۲۵ طی گزارشی رسمی اعلام کرد که پیش‌بینی خود از قیمت جهانی مس را در سه‌ماهه دوم و سوم سال افزایش داده است. به‌گفته این بانک، قیمت مس در سه‌ماهه دوم از ۸۶۲۰ دلار به ۹۳۳۰ دلار (۸.۲٪ افزایش) و در سه‌ماهه سوم از ۸۳۷۰ دلار به ۹۱۵۰ دلار (۹.۳٪ افزایش) خواهد رسید.

گزارش گلدمن ساکس تأکید می‌کند که این افزایش قیمت‌ها عمدتاً ناشی از کاهش تنش‌های تجاری میان آمریکا و چین و به‌تبع آن، کاهش ریسک اعمال تعرفه‌های سنگین بوده است. همچنین، تقاضای فزاینده چین در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر—شامل خودروهای برقی، پنل‌های خورشیدی و نیروگاه‌های بادی—به‌عنوان یکی از عوامل اصلی در این روند افزایشی معرفی شده است. در کنار آن، داده‌ها نشان می‌دهند که در سه‌ماهه اول سال ۲۰۲۵، مصرف مس پالایش‌شده در چین ۶.۸ درصد افزایش یافته است. افزون بر این، شاخص PMI بخش تولید چین برای سومین ماه متوالی در محدوده رشد باقی مانده که نشان‌دهنده تداوم فعالیت‌های صنعتی و تقویت زیرساخت‌های تقاضاست.

گلدمن ساکس پیش‌بینی کرده است که قیمت جهانی مس در سال جاری می‌تواند از مرز ۱۰٬۰۰۰ دلار در هر تن عبور کند.

تاکید کنفرانس جهانی تجارت و توسعه سازمان مللبر اهمیت شکاف عرضه و تهدید انتقال انرژی

در گزارشی از سوی کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD)، هشدار داده شده است که با افزایش ۴۰٪ تقاضای جهانی مس تا سال ۲۰۴۰، تأخیر در سرمایه‌گذاری و توسعه معادن می‌تواند گذار به اقتصاد دیجیتال و سبز را با تهدید جدی مواجه کند.

در این گزارش آمده است که برای پاسخ‌گویی به رشد ۴۰ درصدی پیش‌بینی‌شده در تقاضای جهانی مس تا سال ۲۰۴۰، لازم است تا سال ۲۰۳۰ حداقل ۸۰ معدن جدید به بهره‌برداری برسد و سرمایه‌گذاری جهانی در این صنعت به ۲۵۰ میلیارد دلار افزایش یابد. همچنین تأکید شده که نیمی از ذخایر شناخته‌شده جهانی مس تنها در پنج کشور متمرکز است: شیلی، استرالیا، پرو، جمهوری دموکراتیک کنگو و روسیه؛ دو کشور اخیر نیز با درگیری‌های ژئوپولیتیکی روبرو هستند که ریسک‌های عرضه را افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، چین با واردات ۶۰ درصدی کنسانتره مس و در اختیار داشتن ۴۵ درصد از ظرفیت پالایش جهانی، به بازیگر مسلط در مرحله فرآوری این فلز تبدیل شده است. این موقعیت باعث شده که بخش مهمی از ارزش افزوده تولید مس در خاک چین تحقق یابد، در حالی‌که بسیاری از کشورهای دارنده ذخایر خام، به‌دلیل نبود زیرساخت‌های صنعتی و سرمایه‌گذاری کافی، همچنان در پایین‌ترین سطوح زنجیره ارزش قرار دارند. آن‌ها عمدتاً به صادرات مواد اولیه بسنده می‌کنند و از مزایای توسعه‌یافتگی صنعتی بی‌بهره می‌مانند. این شکاف در زنجیره ارزش جهانی نه‌تنها توسعه پایدار اقتصادی در کشورهای صادرکننده را مختل می‌کند، بلکه توازن قدرت در زنجیره تأمین جهانی مس را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

تحولات قیمت و موجودی‌ها در بازار آزاد

گزارش منتشرشده در ۸می در ریو تایمز[3] به بررسی نوسانات اخیر بازار جهانی مس پرداخته است. بر اساس این گزارش، قیمت نقدی مس در بورس فلزات لندن (LME - London Metal Exchange) به ۹۴۸۶ دلار در هر تن رسید؛ سطحی که نشان‌دهنده بازتاب نگرانی‌های بازار نسبت به تنگنای عرضه و شرایط اقتصادی جهانی است. این در حالی است که طی شش ماه گذشته، موجودی انبارهای LME با کاهش چشمگیر ۶۲ درصدی مواجه شده که زنگ خطری برای کمبود جهانی تلقی می‌شود.

از سوی دیگر، ایالات متحده با توجه به احتمال اعمال تعرفه‌های جدید بر واردات فلزات، شاهد افزایش قابل توجهی در واردات مس بوده است. همین موضوع باعث شد که تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان آمریکایی برای ذخیره‌سازی پیش‌دستی کنند. هم‌زمان در چین، شرکت بزرگ دولتیاستیت گریددر سه‌ماهه نخست سال جاری سفارش‌های خود را ۲۵ درصد افزایش داده و سرمایه‌گذاری در تجهیزات را نیز تا ۶۰ درصد بالا برده است؛ امری که فشار مضاعفی بر تقاضا وارد می‌کند و نوسانات را تشدید کرده است.

در چنین فضایی، بازار شاهد ثبت بالاترین حجم معاملات ساعتی در بورس فلزات لندن (LME) طی یک دهه گذشته بوده است. افزایش چشمگیر حجم معاملات و حضور فعال بازیگران در بازار آتی، حاکی از سطح بالای بی‌ثباتی و حساسیت بازار نسبت به تحولات ژئوپولیتیکی و اقتصادی است. این شرایط نیازمند پایش مستمر و به‌کارگیری ابزارهای پوشش ریسک برای فعالان صنعت کابل و فلزات اساسی است.

چشم‌انداز راهبردی بازار مس

اگر بخواهیم تنها با نگاه به منحنی‌های قیمت، آینده مس را پیش‌بینی کنیم، درواقع چشم‌هایمان را به روی یک نبرد ژئواکونومیک بزرگ بسته‌ایم؛ نبردی که در آن مس دیگر فقط یک کالا نیست، بلکه ابزاری برای بازتعریف مرزهای قدرت و فناوری در قرن بیست‌و‌یکم شده است. مس در حال تبدیل‌شدن به ستون فقرات زیرساختی جهان نو است؛ جایی که انتقال انرژی، ذخیره‌سازی هوشمند و اتصال دیجیتال بدون آن ممکن نیست.

در چنین بستری، بازار جهانی مس در آستانه یک تحول ساختاری عمیق قرار گرفته است؛ تحولی که نه‌تنها ناشی از افزایش تقاضای جهانی برای انرژی‌های تجدیدپذیر، زیرساخت‌های سبز و تحول دیجیتال است، بلکه از دل بازآرایی پیچیده‌ای در نظم ژئوپولیتیکی و اقتصادی جهانی سر برآورده است. روندهای اخیر، از پیش‌بینی صعودی گلدمن ساکس تا هشدارهای UNCTAD و نوسانات بورس فلزات لندن، همگی حکایت از ورود جهان به یک ابرچرخه کالایی دارند؛ دوره‌ای از رشد ساختاری و پایدار قیمت و مصرف مس که برخلاف نوسانات کوتاه‌مدت، ریشه در نیازهای بلندمدت اقتصاد جهانی به انرژی پاک، دیجیتالی شدن و تحول صنعتی دارد؛ چرخه‌ای که در آن نیروهای طرف تقاضا—از خودروهای الکتریکی و نیروگاه‌های خورشیدی گرفته تا شبکه‌های برق‌رسانی هوشمند—در تقابلی آشکار با موانع طرف عرضه قرار گرفته‌اند؛ موانعی نظیر کاهش عیار معادن، ناآرامی‌های اجتماعی در کشورهای تولیدکننده، تمرکز فرآوری در چین و خطرات اقلیمی.

تداوم بقا و رقابت‌پذیری در اقتصاد جهانی دیگر نه با تکیه صرف بر هزینه تولید، بلکه با درک عمیق از گره‌گاه‌های ژئوپولیتیکی و فناورانه ممکن است. در این میان، بازار مس به یکی از حساس‌ترین نقاط اتصال میان سیاست، تجارت و فناوری تبدیل شده است. وابستگی بیش از حد جهان به ظرفیت پالایش چین، یک خطر سیستمی محسوب می‌شود که در صورت بروز بحران دیپلماتیک یا اختلال لجستیکی، می‌تواند زنجیره‌های حیاتی را فلج کند. از این‌رو، توصیه می‌شود که شرکت‌ها و دولت‌ها، از یک‌سو تنوع‌بخشی به مسیرهای واردات و سرمایه‌گذاری در فرآیندهای بازیافت فلزات را در اولویت قرار دهند و از سوی دیگر، از ابزارهای مالی پوشش ریسک نظیر بورس فلزات لندن[4]، بورس کالای شیکاگو[5]کامکس، و صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر کالا بهره‌برداری فعال داشته باشند.

افزون بر این، باید به‌سوی یک سیاست صنعتی بلندمدت گام برداشت که در آن توسعه معادن جدید، حمایت از فناوری‌های پاک، و عدالت در زنجیره ارزش جهانی لحاظ شود. موفقیت در این دوره، بیش از هر چیز نیازمند بازتعریف نسبت میان «منابع طبیعی» و «منابع ژئوپولیتیکی» در معماری نظم اقتصادی جهانی است.

[1]چرخه‌ای بلندمدت از افزایش پایدار تقاضا و قیمت که معمولاً ناشی از تحولات ساختاری جهانی در حوزه‌هایی مانند فناوری، انرژی و زیرساخت است.

[2] Goldman Sachs

[3] The Rio Times

[4] London Metal Exchange

[5] Chicago Mercantile Exchange