

تیم رسانهای سپهران کابل فیدار ــ بازارهای آلومینیوم شانگهای و لندن دیگر در یک مسیر حرکت نمیکنند. تحریم روسیه، بحران خاورمیانه، هزینه انرژی و کاهش موجودی قابلدسترسی، قیمت لندن را بالا نگه داشتهاند؛ درحالیکه سقف تولید، وضعیت تقاضا، موجودی داخلی و سیاست صنعتی چین قیمت شانگهای را تعیین میکنند.
یک فلز، دو بازار و دو مسیر متفاوت؛ این تصویری است که تازهترین بررسی نسبت قیمت آلومینیوم در بورس آتی شانگهای و بورس فلزات لندن ارائه میدهد. درحالیکه آلومینیوم در هر دو بازار کالایی یکسان است، تفاوت در عرضه، موجودی، انرژی، تحریم و مقررات تجاری میتواند قیمتها را برای دورههایی طولانی از یکدیگر جدا کند.
بر اساس تحلیل منتشرشده دیروز در روزنامه فلزات غیرآهنی چین، نوسان نسبت قیمت آلومینیوم شانگهای به لندن بیش از هر عامل دیگری از ترکیب شوکهای ژئوپلیتیکی و تفاوت شرایط بنیادی داخل و خارج چین تأثیر میگیرد.
این نسبت که در بازار با عنوان نسبت شانگهای به لندن یا Shanghai–London Ratio شناخته میشود، از تقسیم قیمت آلومینیوم بورس شانگهای بر قیمت بورس فلزات لندن به دست میآید. افزایش آن معمولاً به معنای قویترشدن بازار چین نسبت به لندن و کاهش آن نشانه عملکرد بهتر قیمتهای خارجی است.
بررسی دورههای گذشته نشان میدهد بازار لندن به تحریم، جنگ، بحران انرژی و اختلال حملونقل بینالمللی حساسیت بیشتری دارد. در مقابل، بازار شانگهای بیشتر از محدودیت ظرفیت تولید چین، سیاستهای صنعتی دولت، میزان موجودی داخلی و وضعیت مصرف کارخانهها اثر میپذیرد.
اصلاح ظرفیت چین؛ نخستین جدایی بزرگ دو بازار
نخستین دوره مهم مورد بررسی به سال ۲۰۱۷ بازمیگردد؛ زمانی که چین برنامه مقابله با ظرفیتهای غیرقانونی تولید آلومینیوم را از مرحله وعده به اجرا رساند. در فاصله مارس تا آگوست همان سال، نسبت قیمت شانگهای به لندن از حدود ۷٫۱ به ۸٫۱ افزایش یافت.
در آوریل ۲۰۱۷، مقامهای منطقه سینکیانگ ساخت حدود دو میلیون تن ظرفیت غیرمجاز آلومینیوم را متوقف کردند. اجرای محدودیتها سپس به دیگر مراکز تولید، بهویژه استان شاندونگ، گسترش یافت و انتظار کاهش عرضه داخلی، قیمت آلومینیوم شانگهای را بالا برد.
در این دوره، بازار چین نیروی صعودی مستقلی پیدا کرد و آلومینیوم لندن بیشتر به دنبال شانگهای حرکت کرد. بااینحال، این وضعیت پایدار نماند؛ زیرا اجرای محدودیتهای فصل گرمایش ضعیفتر از انتظار بود و موجودی اجتماعی آلومینیوم چین در سطحی بالاتر از ۱٫۷ میلیون تن باقی ماند.
همزمان، اصلاح مقررات انبارداری بورس فلزات لندن باعث شد بخشی از ذخایر پنهان وارد بازار شود. افزایش نسبت قیمت شانگهای به لندن نیز صادرات محصولات آلومینیومی چین را کاهش داد و عرضه بازارهای خارجی را محدودتر کرد. مجموعه این عوامل در نهایت نسبت دو بازار را از اوج پایین آورد.
تحریم روسال؛ شوکی که ابتدا لندن را تکان داد
دوره دوم با تحریم شرکت روسال آغاز شد. آمریکا در آوریل ۲۰۱۸ روسال و اولگ دریپاسکا، سهامدار اصلی آن، را تحریم کرد. روسال در آن زمان دومین تولیدکننده بزرگ آلومینیوم اولیه جهان بود و تولید سالانه آن به حدود ۳٫۷ میلیون تن، معادل نزدیک به هفت درصد تولید جهانی، میرسید.
پس از اعلام تحریم، بورس فلزات لندن پذیرش آلومینیوم روسال برای تحویل در شبکه انبارهای خود را متوقف کرد. بازار خارجی ناگهان با احتمال حذف بخش بزرگی از فلز قابلتحویل روبهرو شد و قیمت لندن بهسرعت افزایش یافت.
قیمت شانگهای نیز بالا رفت، اما رشد آن بسیار ضعیفتر بود. در نتیجه، نسبت شانگهای به لندن به کمتر از ۶٫۴ سقوط کرد. این اتفاق نشان داد حذف یک برند بزرگ از شبکه قابلتحویل LME میتواند حتی بدون توقف کامل تولید جهانی، در بازار خارجی کمبود عملی ایجاد کند.
با انتشار نشانههای کاهش فشار آمریکا و سپس لغو رسمی تحریم روسال در ژانویه ۲۰۱۹، دسترسی به آلومینیوم روسیه بهبود یافت. قیمت لندن پایین آمد و نسبت دو بازار تا سپتامبر همان سال بار دیگر به محدوده هشت بازگشت.
بحران انرژی اروپا و کاهش تولید چین
دوره مهم بعدی از نیمه دوم سال ۲۰۲۱ آغاز شد. افزایش شدید قیمت گاز و برق در اروپا، هزینه تولید آلومینیوم را بالا برد و کارخانههای اروپایی را مجبور کرد بیش از ۱٫۵ میلیون تن ظرفیت ذوب را متوقف کنند.
تولید آلومینیوم به برق بسیار زیادی نیاز دارد و هزینه انرژی یکی از اصلیترین اجزای قیمت تمامشده آن است. به همین دلیل، بحران برق اروپا مستقیماً عرضه آلومینیوم اولیه را کاهش داد و از قیمت لندن حمایت کرد.
با آغاز جنگ روسیه و اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، نگرانی درباره صادرات روسال و تعطیلی موقت پالایشگاه آلومینای نیکولایف در اوکراین فشار بیشتری بر بازار وارد کرد. موجودی آلومینیوم LME به کمتر از ۸۰۰ هزار تن کاهش یافت و نسبت شانگهای به لندن در مارس ۲۰۲۲ تا حدود ۶٫۳ پایین آمد.
اما از تابستان همان سال شرایط تغییر کرد. افزایش نرخ بهره آمریکا، تقویت دلار و نگرانی از رکود اقتصادی، قیمت فلزات در لندن را پایین آورد؛ درحالیکه چین با محدودیت تازهای در عرضه روبهرو شد.
گرمای شدید و کمبود برق در استان سیچوان حدود یک میلیون تن ظرفیت آلومینیوم را متوقف کرد. کاهش بارندگی در یوننان نیز تولید برقآبی را محدود ساخت و کارخانههای آلومینیوم این استان ناچار شدند مصرف برق و تولید خود را کاهش دهند.
این بار مشکل عرضه در داخل چین متمرکز بود. قیمت شانگهای حمایت شد، اما بازار لندن تحت فشار شرایط اقتصاد جهانی قرار گرفت و نسبت قیمت دو بازار دوباره بالا رفت.
تحریم تازه روسیه و بحران خاورمیانه
از مارس ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۶، نسبت قیمت شانگهای به لندن وارد یک مسیر نزولی طولانی شد. تحریم دوباره فلزات روسیه و تشدید بحران خاورمیانه، عرضه قابلدسترسی در بازارهای خارجی را محدود کردند.
آمریکا و بریتانیا در آوریل ۲۰۲۴ اعلام کردند بورس فلزات لندن و بورس کالای شیکاگو نمیتوانند آلومینیوم، مس و نیکل تولیدشده در روسیه پس از ۱۳ آوریل را بهعنوان فلز قابلتحویل تازه بپذیرند.
این تصمیم تمام تولید روسیه را از بازار جهانی حذف نکرد، اما امکان استفاده از بخشی از فلز روسی در تسویه قراردادهای بورسی را محدود کرد. در نتیجه، ارزش و حقبیمه آلومینیوم غیرروسی افزایش یافت و نگرانی درباره عرضه قابلتحویل در لندن شدت گرفت.
تحولات خاورمیانه نیز فشار بیشتری بر بازار خارجی وارد کرد. براساس گزارش چینی، توقف یا اختلال فعالیت کارخانههای آلومینیوم قطر، بحرین و امارات، نزدیک به سه میلیون تن ظرفیت تولید را تحت تأثیر قرار داد؛ رقمی معادل حدود ۴۰ درصد ظرفیت آلومینیوم منطقه.
اختلال کشتیرانی در تنگه هرمز نیز نگرانی درباره انتقال آلومینا، مواد کربنی و محمولههای آلومینیوم را افزایش داد. حتی کارخانههایی که مستقیماً آسیب ندیده بودند، با خطر کمبود مواد اولیه یا دشوارشدن صادرات محصولات خود مواجه شدند.
در چنین شرایطی، موجودی قابلدسترسی آلومینیوم غیرروسی در انبارهای LME کاهش یافت و حقبیمه خرید فیزیکی در اروپا، آمریکا و ژاپن افزایش پیدا کرد. قیمت لندن از این کمبود منطقهای حمایت گرفت، اما آلومینیوم شانگهای به دلیل تقاضای ضعیفتر و موجودی بالای چین نتوانست با همان سرعت صعود کند.
چین به سقف تولید آلومینیوم رسیده است
اکنون یکی از مهمترین تفاوتهای دو بازار به ظرفیت تولید مربوط میشود. دادههای SMM نشان میدهد ظرفیت فعال آلومینیوم چین به حدود ۴۵ میلیون و ۶۱۰ هزار تن رسیده و نرخ بهرهبرداری کارخانهها ۹۸٫۵۴ درصد است.
این رقم به سقف تعیینشده برای ظرفیت آلومینیوم چین بسیار نزدیک است. بنابراین، حتی اگر قیمتها افزایش یابد، امکان راهاندازی حجم بزرگی از ظرفیت تازه در این کشور وجود ندارد و رشد آینده تولید داخلی محدود خواهد بود.
در خارج از چین، شرایط متفاوت است. حدود ۲٫۵ میلیون تن از ظرفیت متوقفشده خاورمیانه ممکن است بهتدریج به مدار تولید بازگردد. افزون بر آن، ظرفیت پروژههای در دست ساخت جنوب شرقی آسیا و آنگولا که قرار است تا سال ۲۰۲۷ وارد بازار شوند، از دو میلیون تن فراتر میرود.
اگر این کارخانهها مطابق برنامه فعالیت خود را آغاز کنند، عرضه خارجی افزایش خواهد یافت و فشار کنونی بازار لندن کاهش پیدا میکند. در مقابل، محدودیت سقف تولید چین اجازه افزایش مشابه عرضه در بازار داخلی را نخواهد داد.
تحلیل روزنامه فلزات غیرآهنی چین بر همین اساس انتظار دارد نسبت قیمت شانگهای به لندن در میانمدت دوباره افزایش پیدا کند؛ زیرا ظرفیت تولید داخلی چین تقریباً به سقف رسیده، درحالیکه بازار خارجی در انتظار بازگشت و راهاندازی ظرفیتهای تازه است.
بااینحال، تحقق این پیشبینی قطعی نیست. اگر مصرف آلومینیوم خارج از چین قویتر از انتظار باشد، بازگشت کارخانههای خاورمیانه به تأخیر بیفتد، موجودی LME در سطح پایین باقی بماند یا تنشهای ژئوپلیتیکی تشدید شود، آلومینیوم لندن میتواند همچنان نسبت به شانگهای گرانتر بماند.
این شکاف برای صنایع سیم و کابل چه معنایی دارد؟
تفاوت قیمت شانگهای و لندن فقط مسئله معاملهگران آلومینیوم نیست. تولیدکنندگان کابل، هادیهای خطوط انتقال، تجهیزات برق، خودرو، لوازم خانگی و بستهبندی، مواد اولیه خود را براساس قیمتهای متفاوت منطقهای خریداری میکنند.
یک کارخانه آسیایی ممکن است به آلومینیوم داخلی چین یا محصولات منطقهای دسترسی داشته باشد، درحالیکه خریدار اروپایی باید علاوه بر قیمت LME، حقبیمه فیزیکی، هزینه انرژی، حملونقل، تعرفه و هزینه تأمین فلز غیرروسی را نیز پرداخت کند.
به همین دلیل، حتی اگر قیمت رسمی آلومینیوم در یک بورس کاهش یابد، هزینه واقعی خرید برای تمام مصرفکنندگان لزوماً پایین نمیآید. محل انبار، منشأ فلز، امکان تحویل، هزینه حمل و محدودیتهای تحریمی میتوانند فاصله بزرگی میان قیمت روی تابلو و هزینه واقعی کارخانه ایجاد کنند.
این موضوع برای تولیدکنندگان کابلهای آلومینیومی، کابلهای خودنگهدار و هادیهای خطوط هوایی اهمیت مستقیمی دارد. افزایش قیمت یا حقبیمه آلومینیوم در یک منطقه میتواند مزیت هزینهای این فلز در مقایسه با مس را کاهش دهد و محاسبات انتخاب هادی را تغییر دهد.
از سوی دیگر، اگر آلومینیوم چین نسبت به بازار خارجی ارزانتر باقی بماند، تولیدکنندگان چینی کابل، سیم، فویل و محصولات نیمهساخته میتوانند در بازار صادراتی از مزیت بیشتری برخوردار شوند؛ مگر آنکه تعرفهها و محدودیتهای تجاری این فاصله را خنثی کنند.
هشداری برای بازار مس
منطق این گزارش تنها به آلومینیوم محدود نمیشود. بازار مس نیز اکنون با شکافی مشابه میان بورسهای کامکس، لندن و شانگهای روبهروست. احتمال تعرفه آمریکا، محمولههای کاتد را به سمت انبارهای این کشور کشانده و دسترسی خریداران در دیگر مناطق را محدود کرده است.
تجربه آلومینیوم نشان میدهد «موجودی جهانی» بهتنهایی معیار کافی برای سنجش عرضه نیست. ممکن است مقدار زیادی فلز در جهان وجود داشته باشد، اما اگر بخش عمده آن در انبارهای یک کشور متمرکز، تحت تحریم یا برای خروج ثبت شده باشد، مصرفکنندگان سایر مناطق همچنان با کمبود و حقبیمه بالا روبهرو خواهند شد.
برای فعالان بازار مس و صنایع سیم و کابل، این به معنای ضرورت رصد همزمان قیمت LME، کامکس و شانگهای است. موجودی انبارها، قبضهای ابطالشده، اختلاف قیمت نقدی و آتی، هزینه حمل، تعرفهها و منشأ فلز نیز باید در کنار قیمت رسمی بررسی شوند.
بازار آلومینیوم در سالهای گذشته بارها نشان داده است که جنگ، تحریم یا بحران انرژی میتواند قیمت لندن را از شرایط واقعی مصرف در چین جدا کند. بازار مس نیز اکنون در مسیری مشابه قرار گرفته و انتقال ذخایر میان آمریکا، اروپا و آسیا اهمیت بیشتری از مقدار اسمی تولید جهانی پیدا کرده است.
به این ترتیب، اختلاف قیمت شانگهای و لندن نشانه وجود دو بازار کاملاً جدا نیست؛ بلکه نتیجه توزیع نامتوازن عرضه، محدودیت تجارت و تفاوت شرایط اقتصادی مناطق است. تا زمانی که تحریمها، تعرفهها، بحران انرژی و کمبود موجودی قابلتحویل ادامه داشته باشند، قیمت فلزات در بورسهای بزرگ جهان الزاماً یک داستان واحد روایت نخواهد کرد.
تهیهشده توسط تیم رسانهای سپهران کابل فیدار؛
استفاده از مطالب با ذکر منبع مجاز است.